اما کودتای نافرجام 18تیر ماه سال 78 از سوی دیگر نشان داد که دشمن چگونه مترصد استفاده از روزنه هاست تا در سایه آن سال ها تلاش و تدبیر خود را وسط میدان آورده و براندازی را تمرین کند. به خصوص آنکه در آن شرایط وجود افرادی در دولت وقت به عنوان زمینه سازان کودتا به عنوان ذی قیمت برای دشمن مطرح بوده و با استفاده از توان آنان تمامی سعی براندازان در قالب سناریو های مختلف در عرض چند روز به کار گرفته شد.
غائله 18تیر اما شباهت فراوانی با فتنه سال 88 دارد. جنس هر دوی این غائله ها میتنی بر براندازی نظام اسلامی بود اما در هر دوی آن ها هیچگاه مسببان اصلی و حداقل ظاهری آن به مجازات نرسیدند، چنانچه رهبری معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای فراکسیون انقلاب مجلس هشتم در همین رابطه فرمودند:((ما اگر در قضایای 18تیر 78 درست عمل کرده بودیم،دستگاه های ما درست عمل کرده بودند و قوه قضاییه آن کاری که باید بکند،کرده بود و اطلاعات آن کاری که باید بکند،کرده بود،مطمئنا ما امروز این قضیه را نداشتیم،آن جا کوتاهی شد و ....)). اگر عبدالله نوری و محتشمی پور،بهزاد نبوی،تاج زاده،حجاریان،محمد خاتمی و دهها نفر دیگر در سال 78 با برخورد قاطع دستگاه های امنیتی و قضایی مواجه شده و چشم فتنه در می آمد هیچگاه اینان به پادویی دشمن برای دور هم چیدن پازل فتنه 88 نمی پرداختند. اگر نقش سفارت خانه های خارجی در ماجرای سال 78 به خوبی کاوش شده و سرحلقه های مرتبط با لندن،پاریس،تل اویو و... شناخته و به مجازات می رسیدند،سال 88 هم اینان نمی توانستند به صورت علنی وآشکار پای در صحنه اغتشاشات گذارده و با لباس سبز و اسلحه بر دست،امنیت وآرامش عمومی را به مخاطره افکنند. نگرانی آنجاست که مع الاسف علی رغم همه جانبه بودن فتنه سال 88 و 78 اما افراد و دستگاه هایی در آن دخیل بودند که همچنان از تیر رس پیگیری ها مصون بوده و چه بسا در فرصتی دیگر همان اقدام براندازانه را تکرار نمایند.
اما راهپیمایی عظیم 23تیر سال 78 و 9دی ماه سال 88 نیز مشابهت های فراوانی دارد. احساس تکلیف عمومی و شرعی مردم در حراست از کیان انقلاب اسلامی و ولایت فقیه از جمله عمده ترین این مشابهت هاست. وقتی مردم دریافتند که کار با حضور آنان فیصله می یابد سر از پا نشناخته و بصیرت خود را به میدان مواجهه دشمن کشیدند. اما در این بین صراحت خواست عمومی در برخورد با براندازان در دو صحنه راهپیمایی به خوبی مشهود بود و اگر از این ظرفیت عمومی در رسوا سازی فتنه گران بهره برداری می شد و اگر ملاحظات جناحی و سیاسی بر آن سایه افکن نمی شد و متن خواست عمومی به نمایش در می آمد،اگر دررسانه و منابر عمومی به جای مسامحه کاری و غفلت همان صراحت مردم به نمایش گذاشته می شد،چه بسا پس از غائله 78 و حتی اینک پس از فتنه 88،دیگر همان فتنه گران نمی توانستند پس از مدتی استراحت و تمدد اعصاب با برنامه ریزی جدید و در پیش گرفتن عملیات فریب به روز تر شده و وارد صحنه شوند و گامی دیگر در احیای خود بردارند.
23 تیر 78 و 9دی سال 88 برخواسته از غیرت و بصیرت دینی و سیاسی مردم بود. وقتی مردم دیدن که حرامیان تیشه به ریشه دین و نظام می کوبند عزم خود را بر هدم فتنه گران جزم ساختند اما هیچگاه این اراده عمومی در حراست از مبانی انقلاب و دین مورد فهم دشمن واقع نشد. چرا که دفاع از ولایت به عنوان رکن اساس حرکت انقلابی مورد کید و طمع دشمنان بوده و همواره درصدند تا این روحیه انقلابی را از مردم باز بستانند. از همین روست که در رسانه های خود با تقسیم کاری آشکارا بخشی را به شبهه افکنی علیه مبانی ولایت فقیه ترغیب ساخته و بخش دیگر وظیفه مواجهه رودررو با ولایت را بر عهده گرفته اند و این در حالی است که در رسانه های داخلی هیچگاه نتوانسته ایم چه در بعد نظری و نرم و چه در مواجهه علنی صریح از مظلومیت و صلابت ولایت به خوبی حراست نماییم.
انتشار یادداشتهای دانشجویی به معنای تایید تمامی محتوای آن توسط سایت نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان